Boplo.ir
rss


جستجو

مطالب همینجوری

 

 

بر و بچ

MyView Tween


دوستشون دارم


بیلبورد

دامین برای فروش: CleanCode.ir
FastFeed.ir
Fonvi.com

تماس


انواع و اقسام سفارشات طراحی و برنامه نویسی سایت پذیرفته میشه. از سایت حمایت از خرگوشهای صورتی گرفته تا سایت قاچاق اعضای بدن!
تماس

 

از بيماران سرطاني حمايت كنيم

A new begining
AHHP presents

 

امان از دست این آدما: خیانت
21 تير 1389 ساعت 06:15

چه زشت!

این آدما
یه کار زشتی می کنند که واقعا به نظر من کثیفترین کار دنیاست!
میخواستم یه پست درباره اش بنویسم ولی دیدم هرچی کمتر ازش حرف بزنم، فضای بلاگ کمتر به نامش آلوده میشه

برچسب ها: ,

 

امان از دست این آدما: ترافیک
27 خرداد 1389 ساعت 02:39

چه عجیب!

این آدما
همــــــــــیشه در حال رفت آمدند. کافیه به یکی از خیابونهای اصلی شهر بریم و میبینیم که همه در حال رفتن از جایی به جای دیگه هستند. من نفهمیدم که این آدما که اینقدر همیشه توی راه هستند، پس کی کار می کنند؟
غیر از اونایی که رفت و آمد کارشونه مثل راننده ها، بقیه واسه چی اینقدر توی خیابون میچرخند؟

چند وقت پیش داشتم از بالای بزرگراه چمران تهران رد میدشم. دیدم که تقریبا همه ساعتهای روز پر از ماشینه. این ماشینها، حامل کسایی هست که برای کار و فعالیت از خونه بیرون اومدند. چیزی که نفهمیدم این بود که رانندگی توی خیابون یا پیاده روی برای رسیدن از جایی به جای دیگه، چجور کاریه؟ کار یعنی من با تخصص و مهارتم، فعالیتی رو پیش ببرم. صبح از خونه میرم به محل کارم که همون تخصص و مهارت اینا ولی اینکه از اونجا برم یه جا دیگه و از اونجا یه جا دیگه و الی آخر کجاش مهارت و تخصص میخواد؟ البته رانندگی توی خیابونهای ایران غیر از مهارت رانندگی، کلی مهارتهای جورواجور در پیش بینی حوادث لازم داره مثل:
  • پیش بینی ناشیگری های شش تا ماشین اطراف،
  • پیش بینی حرکتهای شهادت طلبانه بعضی راننده ها،
  • پیش بینی حرکتهای به اصطلاح زرنگی اغلب راننده ها برای مثلا سریعتر رسیدن،
  • پیش بینی پیاده هایی که بجای پل دارند توی خیابون لایی بازی می کنند،
  • پیش بینی چاله چوله های گود و خیلی گود خیابونها
  • و در آخر پیش بینی حرکتهای خاص خودمون که میتونه از نوع ناشیگری، شهادت طلبانه یا زرنگی باشه.

بگذریم. این ترافیک به نظر من بزرگترین معضل حل نشده است که آدما ساعتهایی از روز رو بجای اینکه مشغول استفاده از تخصصشون باشند بین نقاطی در حرکتند و وقت تلف می کنند.

 

 


این اراجیف یعنی چی؟ به نظر من هرکاری که با زحمت انجام شه یا احمقانه به نظر بیاد، یه جاش میلنگه! خدا به آدما عقل داده که واسه اینجور کارا، راه حل پیدا کنند یا به سطح علمی اش نرسیدند یا تسلیم یه سری گره کور ذهنی شدند.
یه مواقعی من اصلا از کار این آدما سر در نمیارم....

برچسب ها: ,

 

امان از دست این آدما: دروغ
25 خرداد 1389 ساعت 02:17

چه ناجور!

این آدما
در پاسخ بعضی سوالها، بجای اینکه واقعیتی که رخ داده رو بگن، شروع به چرت و پرت گفتن می کنند. داستانهایی تعریف می می کنند که از خودشون ساختند و هیچوقت اتفاق نیافتاده! و بهش میگن دروغ.
این کار رو یا برای فرار از بی مسئولیتی هاشون می کنند یا برای دست انداختن مخاطب.

باحالیش اینجاست که توی نود و نه درصد مواقع، عدم صداقت کـــــاملا قابل تشخیصه و مخاطب اگر این داستان من در آوردی رو باور کنه ولی انرژی منفی گوینده رو احساس می کنه. یعنی اگر دو نفر با هم صد تا داستان تعریف کنند که مال یکی همه اش دروغ باشه و اون یکی حقیقت و ما متوجه نشیم، فردی که حقیقتگویی کرده کاملا احساس بهتری رو برای ما ایجاد کرده.
به نظر من، حقیقت یکی از مقدسترین کلمات هست و دروغ کثیفترین کلمات!

واقــــــــــــــــــــــعا امان از دست این آدما که با دروغ رابطه هاشون رو کثیف می کنند و همدیگر رو می رنجونند!

 

 


این اراجیف یعنی چی؟ به نظر من هرکاری که با زحمت انجام شه یا احمقانه به نظر بیاد، یه جاش میلنگه! خدا به آدما عقل داده که واسه اینجور کارا، راه حل پیدا کنند یا به سطح علمی اش نرسیدند یا تسلیم یه سری گره کور ذهنی شدند.
یه مواقعی من اصلا از کار این آدما سر در نمیارم....

برچسب ها: ,

 

امان از دست این آدما: اختراعات
21 خرداد 1389 ساعت 02:15

چه فراموشکار!

این آدما
با هم دشمن هستند و تا جایی که جا داره سر هم رو کلاه و میذارند و توی گردهمایی ای به نام جنگ ، همدیگر رو می کشند ولی بیشتر مواقعی که اختراع خوب و سودمندی می کنند با هم به اشتراک میذارند تا با هم استفاده کنند.
من نفهمیدم که خشاب پر اسلحه اشون رو باور کنم یا دلسوزی و میل به پیشرفت جمعی اشون رو....

 

 


این اراجیف یعنی چی؟ به نظر من هرکاری که با زحمت انجام شه یا احمقانه به نظر بیاد، یه جاش میلنگه! خدا به آدما عقل داده که واسه اینجور کارا، راه حل پیدا کنند یا به سطح علمی اش نرسیدند یا تسلیم یه سری گره کور ذهنی شدند.
یه مواقعی من اصلا از کار این آدما سر در نمیارم....

برچسب ها: ,

 

امان از دست این آدما: جنگ
17 خرداد 1389 ساعت 11:11

چه کثیف!

این آدما
همدیگر رو میکشند!!!
یه سری ابزار کشتار میسازند، یه سری این ابزار رو تهیه می کنند تا عمر یه سری آدما رو باهاش تموم کنند!
من نفهمیدم که وقتی یه نفر به دنیا میاد، زندگی می کنه، فکر می کنه، احساس می کنه، خوشحال میشه، میخنده، گریه می کنه، غمگین میشه، محبت می کنه، محبت میبینه، چطور میشه که یه نفر دیگه یه فشار دادن یک دکمه یا کاری مشابهش، تعیین می کنه که این آدم دیگه نباید نفس بکشه؟
کاری با تقدیر و عجل ندارم. آدما چطور به خودشون جرأت میدهند تا چنین جسارتی رو به مخلوق به این خفنی بکنند؟
تازه دور هم جمع میشن و با هم گروهی کشتار می کنند. بهش میگن جنگ و کلی بهش افتخار می کنند. توی جنگ یه سری پول خرج می کنند تا آدمایی این وسط کشته بشند. جالب اینجاست که وقتی جنگ تموم میشه و به اصطلاح طرفی پیروز میشه، زمینه یه سری دشمنی و کینه و کشتار رو ایجاد می کنه!!!!!

 

 


این اراجیف یعنی چی؟ به نظر من هرکاری که با زحمت انجام شه یا احمقانه به نظر بیاد، یه جاش میلنگه! خدا به آدما عقل داده که واسه اینجور کارا، راه حل پیدا کنند یا به سطح علمی اش نرسیدند یا تسلیم یه سری گره کور ذهنی شدند.
یه مواقعی من اصلا از کار این آدما سر در نمیارم....

برچسب ها: ,

 

امان از دست این آدما: آشپزی
11 خرداد 1389 ساعت 11:52

چه سر کاری!

این آدما
انرژی مصرف می کنند و پول درمیارند تا مواد غذایی بخرند یا کلی زحمت میکشند تا این مواد رو تهیه کنند.
انرژی و وقتی رو صرف پختن این مواد می کنند.
در عرض سه سوت، از طریق یه سوراخ روی صورت، همه اش رو وارد بدنشون می کنند.
ظرف و ظروفی که طی مراحل بالا کثیف شده اند رو میشورند.
و با رفتن به یک اتاقک کوچیک در خونه اشون، مقدار زیادی از اون غذا رو به طبیعت بر می گردونند.
چند ساعت بعد این چرخه با کمی تغییر تکرار میشه.

آخه واسه کاری که روزی چند بار انجام میشه این همه زحمت لازمه؟

 

 


این اراجیف یعنی چی؟ به نظر من هرکاری که با زحمت انجام شه یا احمقانه به نظر بیاد، یه جاش میلنگه! خدا به آدما عقل داده که واسه اینجور کارا، راه حل پیدا کنند یا به سطح علمی اش نرسیدند یا تسلیم یه سری گره کور ذهنی شدند.
یه مواقعی من اصلا از کار این آدما سر در نمیارم....

برچسب ها: ,

 

< قبلیبعدی >

1

 

me امیرحسینم. اسمم رو دوست دارم، خودم رو دوست دارم. تهران زندگی می کنم. دانشجوی رشته صنایع هستم شغل درست و حسابی ندارم. طراحی وب می کنم ولی همه اش واسه سرگرمی بوده. برنامه نویس PHP هستم. برنامه نویسی و وقت گذرونی با کامپیوتر تنها کاریه که خسته ام نمی کنه.
آدم خیلی سردی هستم، اینو دور و وری هام میگن. ولی به نظر خودم سرد نیستم در واقع گرمای خودم رو کم بروز می دم! آدما رو اغلب دوست دارم غیر از اون مواقعی که اونا من رو نادیده میگیرن!

این سایت رو بعد از کلی اینور اونور دوباره راه انداختم تا هرچی دوست دارم توش بنویسم، چه کسی بخونه چه نخونه.
خلاصه اینجا خونه منه،

به خونه امیرحسین خوش اومدی...

MODx | Template World